تبليغاتX
خاکستر عشقم
خاکستر عشقم
*~*~روز عزای عشق !~*~*

 

 

روز عزای عشق !

 

روز عشق آمد و من تنهای تنهایم !

همه عاشقان دست در دستان هم گذاشته اند و به هم محبت و عشق هدیه می کنند

اما من تنها در این گوشه از این دنیای بی محبت نشسته ام و با حسرت به عاشقان

که دست در دستان هم گذاشته اند و بر لبان هم بوسه میزنند نگاه می اندازم

و اشک میریزم و آن لحظه دلم هوای تو را می کند !

کاش تو بودی تا در این روز به تو محبت و عشق هدیه کنم ، اما نیستی !
نیستی که دستانت را بگیرم و با هم به سرزمین عشاق برویم و در کنار هم قدم بزنیم

و من نیز لحظه به لحظه بر گونه های مهربانت بوسه بزنم و بگویم خیلی دوستت دارم !

تو رفتی ، و من تنهای مثل شمع نیمه سوخته در غم عشقمان می سوزم و آب می شوم !
تو رفتی ، دنیا را از من گرفتی ، شادی هایم را همه نقش بر آب کردی

و یک دنیا غم و غصه و اشک به من هدیه دادی !
امروز زیباترین روز عاشقان است اما تلخ ترین روز برای من !

تو که رفتی من به وجود عشق شک کردم ،

 و عشق را در ذهنم یک کلمه پوچ و بی معنا تصور کردم !
یادش بخیر آن زمان که در کنار هم بودیم ، با هم بودیم ، عاشق هم بودیم

و در چنین روزی عشق و محبت به هم هدیه میدادیم و باهم عهدی دوباره می بستیم

که تا پایان راه زندگی در کنار همیم ، پس کجاست آن عهدی که با من بستی ؟

 

آن همه قول و قرار کجاست ؟

 

اینک در این روز همدمی را ندارم که به او بگویم که دوستش دارم ، به او شاخه گلی هدیه دهم

و آن را ببوسم ! کسی نیست که مرا در آغوشش بگیرد و این روز را به من تبریک گوید ،

کسی نیست تا دستهایم را بگیرد و حرفهای عاشقانه اش را برای من بگوید !
سرنوشتمان همین شد ، تو رفتی با خوشبختی ، من نیز تنها مانده ام با بدبختی !

عشق همین است ، پایانی تلخ و غم انگیز اما لحظه ها شیرین و به یادمانی !
یا اینکه می دانیم پایان قصه عشق غم انگیز است ، و باید با چشمهای خیس

از او مدتها درپی او نشسته بودیم و داع بگوییم چرا عاشق می شویم ؟

 

 

امروز زوری است که همه عاشقان با همند و من در این گوشه تنهای

تنها با چشمهای گریان بر سر مزار عشق به عزایش نشسته ام !

 

 

 

آری در روز عشق بیشتر عاشقان در غم از دست دادن عشقشان عزادارند !



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 9:32 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

عشق یعنی...!!

....



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 9:27 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست

..............

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

...............

روحی که یک بار سایه خدا را دیده باشد ، هرگز از اشباح ابلیسان نخواهد ترسید

..............

خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است

.............

زمانی که متولد شدم یکی تو گوشم گفت تا آخر عمر با تو هستم! خندیدم و گفتم:تو کی هستی؟ گفت: غم و تنهایی

............

اگه مثل اشک تو چشمام بودی برای نگه داشتنت تا آخر عمر گریه نمیکردم

............

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی

.............

هر گاه دیدی در اوج قدرت هستی به حباب فکر کن!

.............

نازم به ناز آن کی که ننازد به ناز خویش / ما را به ناز فروشان نیاز نیست / تا خدا بنده نواز است به بنده چه نیاز است!

............

اگر تمام شب را در حسرت از دست خورشید سر کنی لذت دیدن ستاره ها رو هم از دست می دهی!

 



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 9:24 توسط فرهاد |
*~*~مرا بنگر....~*~*

لحظه ای بایست و مرا بنگر و چشمان ملتمسم را

 

که عشق تو را فریاد می کنند

 

این سکوت بغض آلود را بشکن

 

کلامی بگو از من و تو از ما

 

به حرمت عشقی که همرنگ بیوفایی شد

 

به احترام قلبی که شکست

 

و ...........

 

و به یاد روزهای رفته !

 

 

 



| *| نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 14:2 توسط فرهاد |
*~*~ددددوووسسستتتت دددااارررممم~*~*

 

 

کاش میشد که تو هم ابر شوی

 

طرح زیبایی یکرنگ شوی

 

کاش میشد که تو باران باشی

 

بر تن این خسته دل جان باشی

 

کاش میشد که شقایق باشی

 

یادی از غربت عاشق باشی

 

کاش میشد که مرا یاد کنی

 

به سلامی دل من شاد کنی

 

کاش میشد که مرا یار شوی

 

مرهمی بر دل بیمار شوی

 

کاش میشد به صدای دل من گوش کنی

 

هر چه را جز من عاشق تو فراموش کنی

 



| *| نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 14:2 توسط فرهاد |
*~*~عشق چیست؟~*~*

sms عاشقانه - عشق چیست

از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است.

از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد.

از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت…

گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان.

از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است .

از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است .

از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد.

از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد


| *| نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 13:4 توسط فرهاد |
*~*~حسرت~*~*

یه حقیقت
یه حکایت
یه ترانه واسه گفتن جراحت
یه بهانه واسه خوندن
یا یه خواهش واسه خوندن
یه بهاربود یه الهه
شایدم عشق وتمناوگلایه
یه امید بود یه نصیحت
شایدم   یه حسرت پرازشکایت
یه عبادتی برام بود
مثل گریه تو چشام بود
شده بود خاتون شعرای قشنگم
شده بود یه آرزو برای تنهایی شب های بی رنگم
وقتی اومد تو وجودم
شده بود برام یه رویا
شده بود شاهزاده ای با اسب بالدار سپیدش
که می اومد از تو قعر آسمونا
روزی که از توی بی راهه ها اومد
آسمون چشمای من بارونی بود
وقتی که برام می خندید
تموم دنیا برام چه دیدنی بود
وقتی حرف می زد با صداش زنده شدم
انگار ازعمق سیاه چال عذاب
من با حرفهای قشنگش دوباره زنده شدم
وقتی رفتم به سفر یاد نگاش باهام اومد
وقتی خوابیدم تو شبهام
رنگ بوسه اش توی رویاهام اومد
یادمه یه روز سرد برفی بود
که باهام مسافر جاده ها شد
توی سرمای شدید جاده ها
عشق اون باعث گرمی وجود تنهام شد
یادمه یه شب شور و مستی بود
که به من گفت با دلم نمی مونه
سر سپرده است برای دلتنگی هام
اما هیچ وقت تو شبام نمی مونه
یادمه یه روز برام قصه ای گفت
قصه رفتن و از من بریدن
قصه نبودن و به آخر خط رسیدن
حالا اون رفته ومن چه بی صدا
همه شب تنهای تنها با یادش می مونم
همه شب تنهای تنها
با تموم خاطرات برق چشماش می خونم


| *| نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 8:17 توسط فرهاد |
*~*~عشق صورتی~*~*

 

 

ایجاد  پیوند یکی از بزرگترین موهبتهای زندگی است :

پیوند به معنای عشق ، به معنای تقسیم کردن است . اما بیش از آنکه بتوانی تقسیم کنی ، باید چیزی داشته باشی و پیش از آنکه بتوانی عشق بورزی باید سرشار از عشق باشی ، لبریز از عشق.

گلی با گل دیگر می تواند پیوند برقرار کند ، هر دو شکوفا شده اند ، می توانند رایحه خود را به یکدیگر هدیه کنند ، هر دو در زیر یک آفتاب  و با یک نسیم می رقصند ، می توانند با هم سخن بگویند ، نجوا کنند .

 

اما  برای دو دانه این ممکن نیست . دانه ها کاملا بسته اند ، بی هیچ روزنه ایی - چگونه می توانند پیوند ایجاد کنند؟ انسان چون دانه تولد یافته است ، می تواند به گل فرا روید ، یا همچنان دانه باقی بماند.

تمام به تو بستگی دارد ، این که با خود چه خواهی کرد . انتخاب با توست- و هر لحظه با این انتخاب باید روبرو شوی :هر لحظه بر سر دوراهی ها.



| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 8:56 توسط فرهاد |
*~*~10 دو بیتی جالب...~*~*

شبی پرسیدمش از بی قراری

به غیر از من کسی را دوست داری؟

دو چشمش از خجالت اشک افتاد

میان اشکهایش گفت: "آری"


۲)

یک روز دوباره رو به من خواهی کرد

در کنج دلم باز وطن خواهی کرد!

با آمدنت سپید خواهم پوشید

با دست خودت مرا کفن خواهی کرد...


۳)
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است!

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست...


۴)
تمام درد من از این غم است بانو جان

که هرچه از تو بگویم کم است بانو جان

چه دور مانده ام از آفتاب چشمانت

بگیر دست مرا سردم است، بانو جان


۵)

دریا چه دل پاک و نجیبی دارد

چندیست که حالت غریبی دارد

این موج که سر به صخره ها می کوبد

با من چه شباهت عجیبی دارد!!!


۶)

هدایت کن مرا تا ماه چشمت

که من وا مانده ام در راه چشمت

چه توصیفی از این بهتر که باشم

شهید کوی دانشگاه چشمت...


۷)

بی تو هر لحظه ملالیست مرا

هر نفس زحمت سالیست مرا

با همه رنج توان سوز فراق!

باز با عکس تو حالیست مرا


۸)

زیبایی تو خواب مرا ریخت به هم

آرامش مرداب مرا ریخت به هم!

زیباتر از آنی که تحمل بکنم

زیباییت اعصاب مرا ریخت به هم


۹)

تا مرغ دلم پر نکشیده برگرد

تا ریشه ی من زخم ندیده برگرد

گیرم که من اشتباه کرده باشم

دنیا که به آخر نرسیده برگرد


۱۰)

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

وان چنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی!


   فعلا " بای"...



| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 8:54 توسط فرهاد |
*~*~خوبم اما؟~*~*

 
 
حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم

 آخ... تا می بینمت یک جور دیگر می شوم

 با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند

 یاسم و باران که می بارد معطر می شوم

 در لباس "آبی" از من بیشتر دل می بری

 "آسمان" وقتی که می پوشی، کبوتر می شوم

 "میل" میل توست اما بی تو باور کن که من

    در هجوم بادهای سخت پرپر می شوم

اگه لذت بردید نظر یادتون نره



| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 8:53 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

 روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است

 

 آری افطار رطب در رمضان مستحب است

 

 روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیه

 

  بخورد روزه ی خود را به گمانش که شب است

 

به گمانش که شب است...



| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 8:30 توسط فرهاد |
*~*~~*~*



| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 8:29 توسط فرهاد |
*~*~روشهاي زنده نگه داشتن اشتياق و علاقه در روابط~*~*

www.hamtaraneh.com

تـمام روابـط بـلند مدت فراز و نشیب های مخصوص به خود را تـجربه می کنند. معاشقه و عشوه گری نیز دوره و زمـان خـود را دارد و روزی می رسد که پایان آن نزدیک می شود. اگر رابطه شما جدیـتر شــود، آنگاه ثبات بیشتری پیدا کرده و شما به عنوان یک زوج موفق، خاطرات بیشتری را با هم به وجود خواهید آورد.
همه ما می دانیم که زنده نگه داشتن اشتیاق، علاقه، و جاذبه جنسی از ضروریات هر رابطه بلند مدتی به شمار می رود و همچنین واقف به این مسئله هم هستیم که توانایی انجام چنین کاری آنقدرها هم که فکرش را می توان کرد، آسان نیست. هر رابطه ای خوبی ها و بدی های مخصوص به خود را دارد، اما تکنیک هایی وجود دارد که با تکیه بر آنها به راحتی می توانید شعله های عشق و علاقه را همواره در میان خود زنده نگه دارید. در این قسمت ما شما را با 10 نمونه از این تکنیک ها آشنا می کنیم.

1- وفادار و مهربان باشید
الان که این مطالب را می نویسم در یک پارك تفريحي هستم. بعضی از افراد واقعاً نظر انسان را به خود جلب می کنند. به عنوان مثال کسانی را مشاهده می کنی که دست در دست همسران خود در حال قدم زدن هستند، اما ناگهان روی خود را بر میگردانند و به یک غریبه لبخند می زنند. ما باید با دوستان و خانواده خود مهربان باشیم و هیچ گاه کاری انجام ندهیم که موجبات پریشانی و ناراحتی آنها را فراهم آوریم. یک لبخند، و یا یک چشمک به یک شخص غریبه می تواند به راحتی عشق و علاقه موجود را از میان بردارد.

2- به او توجه کنید
اهمیت دادن به جزئیات زندگی از ارزش بسیار بالایی برخوردار می باشد. به عنوان مثال: اگر چیزی میل می کنید، سعی کنید که حتماً خودتان زباله آنرا درون سطل بیندازید. با یکدیگر در کارهای روزمره خانه کمک و همیاری داشته باشید. چنین مواردی اعتبار عشق شما را افزایش می دهند.

3- خیرخواه و بخشنده باشید
سورپرایز های کوچک می توانند تفاوت های بزرگی در زندگی ایجاد کنند. تاثیر آنها واقعاً شگفت انگیز است. به عنوان مثال می توانید لباس های خود را قبل از صرف شام عوض کنید، از ظروف چینی لوکس استفاده کنید، و یا گل هایی را از باغچه چیده و درون گلدان قرار دهید. تمام موارد ذکر شده به زندگی شما طعم و روح تازه ای هدیه می کنند.

4- صبور باشید
همه ما به هر حال روزهای بدی را در زندگی خود تجربه می کنیم. زمانی که احساس می کنید همسرتان در یک چنین شرایطی قرار گرفته است باید از هوش و ذکاوت خود بهره بگیرید! برای کمک کردن به او می توانید بچه ها را به مدت یک ساعت به پارک ببرید و برایش غذای مورد علاقه اش را سفارش دهید. کاری کنید تا خود به خود فضایی برای استراحت و آرامش او فراهم گردد؛ این جزء حقیقت زندگی است. با رضایت خاطر تمام و کمال به انجام چنین اموری اقدام کنید.

5- صادق باشید
با صداقت کامل به بیان احساسات خود بپردازید و این کار را با رعایت کامل احترام انجام دهید. ناامیدی ها و شکست هایتان را با او در میان بگذارید؛ البته توجه داشته باشید که در عین حال باید امیدها و آرزوهایتان را نیز با یکدیگر تقسیم کنید. اگر بخواهید چیزهایی را از یکدیگر پنهان کرده و به رازداری بپردازید، مطمئن باشید که دیری نخواهد گذشت که عشق و علاقه میان شما دو نفر از بین می رود.

6- شوخ طبع و سرگرم کننده باشید
زندگی در عصر تکنولوژی، بدون وجود استرس و تنش، امکان پذیر نیست؛ اما به هر حال باید سعی کنید هر طور که شده روح شوخ طبعی و بذله گویی را در زندگی خود زنده نگه دارید. برای هم جوک های بامزه تعریف کنید، یکدیگر را غلغلک بدهید و یا هرزگاهی به تماشای فیلم های کمدی بنشینید. زن و مردی که بتوانند با هم به یک موضوع خاص بخندند، معمولاً توانایی انجام کارهای سرگرم کننده دیگر را نیز پیدا می کنند.

7- انعطاف پذیر باشید
همه افراد در طول زندگی مشترک خود، دستخوش تغییرات فراوانی قرار می گیرند. خوشبختانه رابطه آنها نیز با این تغییرات دگرگون شده و به رشد و تعالی نزدیک تر میشود. به عنوان مثال این امکان وجود دارد که یکی از شما شغل خود را تغییر دهد و دیگری هم مذهب خودش را؛ یکی دچار بیماری می شود و دیگری مرتکب خطایی بزرگ؛ رابطه شما باید انعطاف بالایی داشته باشد در غیر اینصورت از شدت تندبادهای گاه و بیگاه خم شده و در برخی موارد در معرض خرد شدن و منقطع گشتن، قرار میگیرد.

8- سخاوتمند باشید
من یکی از بهترین موارد را برای قسمت پایانی نگه داشتم. پس از تحقیقاتی که بر روی هزاران زوج مختلف به وجود آمد، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که تکنیک "هدیه دادن" غوغا به پا می کند. با تهیه گل، شکلات، کارت تبریک و سایر هدایای دیگر میتوانید همسر خود را بیش از پیش خوشحال کنید. سعی کنید این کار را به طور مکرر انجام دهید و برای انجام آن دنبال دلیل خاصی نباشید. هدف شما از این کار این است که می خواهید عشق و علاقه خود را با هدیه ای هر چند کوچک و ناقابل به طرف مقابل اثبات کنید.

9- در دسترس باشید
برای یکدیگر وقت بگذارید. وقتی را برای قدم زدن و صحبت کردن با یکدیگر کنار بگذارید. می توانید با هم، دوری در اطراف شهر بزنید، شام را در بیرون از منزل میل کنید، و یا به سینما بروید. در بررسی های اخیر، زوج های موفق، گذراندن وقت در کنار یکدیگر را به عنوان یکی از فاکتورهای مهم موفقیت رابطه خود عنوان کردند.

10- برخورد فیزیکی فراموش نشود
منظور ما بیش از تماس جنسی، تماس حسی است. بوی عطر، شمع، گل و راه رفتن در ساحل دریا هر کسی را به وجد می آورد. یکدیگر را نوازش کنید، دست در دست هم بدهید و رویاهای رمانتیک زندگی خود را به واقعیت نزدیک کنید.

لباس هایتان را بپوشید و همین حالا با همسر خود قرار ملاقات بگذارید و عشق و علاقه خود را نسبت به او ابراز کنید. مطمئناً همه شما توانایی انجام چنین کاری را دارید.
یادم می آید یکی از دوستانم می گفت: "زندگی یعنی زمانیکه شما در حال برنامه ریزی برای انجام کاری هستید، اتفاق دیگری می افتد و شما دقیقاً کاری را انجام میدهید که اصلا انتظارش را نداشتید!" عشق در زندگی حقیقی معنا پیدا می کند و چیزی نیست که مربوط به خواب و خیال و رویا باشد. عشق شما ماهیت حقیقی دارد و لزوماً نباید سوار بر اسب سفید از ابرها پایین بیاید! عشق و علاقه با صرف وقت و انرژی
به وجود می آید. به موارد بالا بیشتر دقت کنید؛ روز خوبی داشته باشید
 


| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 7:48 توسط فرهاد |
*~*~فقط ع.ش.ق~*~*

 


<      1   2      

 


عشق يعني


عشق يعني مستي ديوانگي  


عشق يعني با جهان بيگانگي


عشق يعني شب نخفتن تا سحر


عشق يعني سجده ها با چشم تر


عشق يعني سر به دار اويختن


عشق يعني اشک حسرت ريختن                 


عشق يعني در جهان رسوا شدن  


عشق يعني مست و بي پروا شدن


عشق يعني سوختن يا ساختن


عشق يعني زندگي را باختن



| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 7:47 توسط فرهاد |
*~*~با من باش~*~*

تو نـیستــی

مدتهاست که نـیستــی

شاید از اول هم نـبوده ای !

اما من هنوز برایت می نویسم

و هنوز هم برای هر دویمان شراب می ریزم !

دیگر چه فرقی می کند

که تو باشی یا نباشی

من با تو زندگی می کنم ...

 



| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 7:45 توسط فرهاد |
*~*~ای کاش میدانستی....~*~*

        TinyPic image

 

اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم

سکوت را فراموش می کردی

و تمامی ذرات وجودت

عشق را فرياد می کردند

 

اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم

چشمهايم را می شستی

و اشکهايم را با دستان عاشقت

به باد می دادی

 

اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم

نگاهت را تا ابد بر من می دوختی

تا من در سکوت نگاهـت

با عشق زمینی تو به عرش بروم

 

اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم

هرگز دلـم را نمی شکستی

گرچه خانه اهریـمـن

شايسته ويرانیست !

 

اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم

حتی لحظه ای مرا نمي آزردی

که اين غريبه تنها ، جز نگاهت پنجره ای

و جز عشقت بهانه ای برای زيستن ندارد

 

اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم

دوستم می داشتی

و مرا از اين تـنهایی رها می کردی

ای کاش تمام اينها را می دانستی ...



| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 7:42 توسط فرهاد |
*~*~مرد تنها~*~*

 

تـنگ غروب ، زیر دیـوار


با شفـقی لرزان بر شانه هایـش


تـنهاست و بی پرنده


مردی  در تـنهایی مانـده ...


ایستاده است در باد و در انتظار تا شب :

 

چتری از تاریكی برغمهایش بگشایـد


بر سینه اش چه یادگارها نوشته اند


از عـشق، انـدوه، دوری و مـرگ ...

 



| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 7:41 توسط فرهاد |
*~*~رنگ ابی عشق~*~*

  

کوری که ونوس را ندیده

نسترن ، اطلسی و یـونجه

برایـش فرقی نمی کند !

مهم آبـی عشق است

که مرده هزار ساله نـیـز

آن را می فـهـمـد ...



| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 7:39 توسط فرهاد |
*~*~گوگوش.~*~*

http://i21.tinypic.com/mcys7b.jpg


| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 7:34 توسط فرهاد |
*~*~گوگوش-1~*~*

http://i24.tinypic.com/2namzpi.jpg


| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 7:1 توسط فرهاد |
*~*~~*~*

 

در شب میلادت ...

تمام شهر را گلباران خواهم کرد

و تاج عشق تو را بر سر خواهم نهاد

به یمن وجودت شراب عشق می نوشم

و در قهقه های مستانه

خود را از تو سیراب می کنم

و از تو لبریز می شوم

در شب میلادت ...

با تو و از نو متولد می شوم

در تو ذوب می شوم و دوباره شکل می گیرم

شبیه عشق می شوم

در آغوش تو گنگ می شوم

گم می شوم

و دوباره خود را می یابم

در شب میلادت ...



| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 7:0 توسط فرهاد |